یااباالفضل (ع) -بین همه ی عشقای عالم /عشق است اباالفضل
ای که ره بستی میان کوچه ها برمادرم/گردنت رامی شکست آنجا اگر عباس بود

پرسش: چرا امامت را جزو اصول دین می دانید در حالی که امامت فقط جزو فروع دین می باشد؟

پاسخ: بزرگانی از علمای اهل سنت، نظیر ملاسعد تفتازانی در «شرح عقاید نسفی » و حمیدی در «جمع بین الصحیحین» از پیغمبر خدا(صلّی الله علیه وآله) نقل کرده اند: «هر کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد به درستی که مانند مردمان زمان جاهلیت مرده است(1)».
اگر امامت جزو فروع دین بود، آیا پیغمبر می فرمود: کسی که از امام زمان خود شناخت نداشته باشد و از دنیا برود به طریق اهل جاهلیت مرده است؟ بدیهی است که عدم معرفت و شناخت


موردی از فروع دین، موجب تزلزل دین و مردن به سبک جاهلیت نخواهد شد.
پس مطابق این برداشت، امامت باید جزو اصول دین باشد که عدم شناخت آن باعث مردن به شیوه جاهلیت می گردد.

به همین دلیل است که علمایی چون قاضی بیضاوی ـ مفسر معروف اهل سنت ـ در کتاب «منهاج الاصول» با صراحت می گوید: «امامت، از بزرگترین موارد اصول دین استکه مخالفت با آن موجب کفر و بدعت می گردد(2)».
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 .مسند احمد، ج 4، ص96 ؛ مجمع الزواید، ج 5 ، ص218 ؛ شبهای پیشاور، ص279 «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً».

2 .الصوارم المهرقة، ص263 ؛ شبهای پیشاور، ص279 «إن الإمامة من أعظم مسائل اُصول الدین التی مخالفتها توجب الکفر والبدعة»

 منکرین ولایت امیرالمؤمنین و اهل بیت از حقیقت دین و مرحله کمال آن { أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ} و تمام آن { أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی} محروم هستند.

این استدلال قاضی بیضاوی با اندکی مسامحه است، زیرا در مورد تارک حج هم آمده است که یا یهودی بمیر و یا نصرانی بمیر.
در مورد منکران ضرورت های دینی مانند اعتقاد به نماز و حج و روزه ماه مبارک رمضان نیز فرموده اند کافر است ولی این دلیل نمی شود که اعتقاد به ضروریات دین جزو اصول دین باشد و بگوئیم یکی از اصول دین نیز اعتقاد به وجوب نماز و روزه و حج و امر به معروف و نهی از منکر است.

اهمیت فوق العاده مسأله امامت که «ما نودی بشیء کما نودی بالولایة» به دلیل این که شرط قبولی سایر اعمال است، موجب شده تا عده ای آن را جزو اصول دین بدانند.

 مبحث امامت» می گوید «امامت، ریاست بر عموم مردم در امور دین و دنیا به طریق خلافت پیغمبر است(1)».
قاضی روزبهان نیز می گوید: «در نزد اشاعره، امامت همان خلافت رسول الله(صلّی الله علیه وآله) در بر پایی دین و حفظ حوزه ملت اسلام است.
به طوری که متابعت او بر جمیع امت واجب است(2)».

آیا امام و امامتی با این ویژگی ها که ریاست عامه مسلمین را به عهده داشته باشد و اطاعتش بر همه واجب و در هر زمانی فقط یک نفر این مسئولیت را بر عهده داشته باشد، و جمیع صفات حمیده و اخلاق پسندیده، علم، زهد، تقوی و شجاعت را دارا باشد و علاوه بر این، هم معصوم و هم به وسیله رسول الله منصوب پرورگار باشد به طوری که عدم شناختش مردن به سبک جاهلیت می باشد، نباید جزو اصول دین باشد؟!! آیا تمام انحرافاتی که در امت واقع شد، حول مسأله امامت نبود؟!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 .مجمع الفائدة، ج 3، ص215 ؛ شبهای پیشاور، ص279 «و هی رئاسة عامّة فی أمور الدین والدنیا خلافة عن النبی(صلّی الله علیه وآله)»

2 .شبهای پیشاور، ص279 «الإمامة عند الأشاعرة هی خلافة الرسول فی إقامة الدین و حفظ حوزة الملّة بحیث یجب اتباعه علی کافة الأمة».

[ جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ] [ داودرمضانخانی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام علیکم . ازاین که بنده راموردلطف قرارداده اید سپاسگزارم .چشم به راه راهنمایی ارزشمندتان هستم. ""اللهم اجعل عواقب امورناخیرا""
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب

دریافت كد ساعت
دعای فرج ذکر روزهای هفتهتاریخ روزآیه قرآن
Flying Icon
خطاطي نستعليق آنلاين