یااباالفضل (ع) -بین همه ی عشقای عالم /عشق است اباالفضل
ای که ره بستی میان کوچه ها برمادرم/گردنت رامی شکست آنجا اگر عباس بود

 (جستارقرآنی)(5)

درختی که میوه اش مثل سرهای شیطان هاست

   گوشه‏اى از عذابهاى جانکاه دوزخیان

أَ ذلِکَ خَیْرٌ نُزُلاً أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ (62) إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِینَ (63) إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِی أَصْلِ الْجَحِیمِ (64) طَلْعُها کَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّیاطِینِ (65) فَإِنَّهُمْ لَآکِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ (66)ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَیْها لَشَوْباً مِنْ حَمِیمٍ (67) ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِیمِ (68) إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّینَ (69) فَهُمْ عَلى‏ آثارِهِمْ یُهْرَعُونَ (70) [سوره الصافات (37): آیات 62 تا 70]

      قرآن کریم بعد از بیان نعمتهاى روحبخش و پرارزش بهشتى، در آیات مورد بحث به بیان عذابهاى دردناک و غم‏انگیز دوزخى مى‏پردازد، و آن چنان ترسیمى از آن مى‏کند که در مقایسه با نعمتهاى پیشین در نفوس مستعد عمیقا اثر مى‏گذارد و آنها را از هر گونه زشتى و ناپاکى باز مى‏دارد.


     نخست مى‏فرماید:" آیا این نعمتهاى جاویدان و لذت‏بخش که بهشتیان را با آن پذیرایى مى‏کنند بهتر است یا درخت نفرت‏انگیز زقوم"؟! (أَ ذلِکَ خَیْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ).

تعبیر به" نزل" با توجه به مفهوم آن به چیزى گفته مى‏شود که براى پذیرایى میهمان آماده مى‏کنند، و بعضى گفته‏اند نخستین چیزى است که با آن از میهمان تازه وارد پذیرایى مى‏کنند نشان مى‏دهد که بهشتیان همچون میهمانهاى عزیز و محترم پذیرایى مى‏شوند.

          قرآن مى‏گوید: آیا این بهتر است یا درخت" زقوم"؟! تعبیر به" بهتر" دلیل بر این نیست که درخت زقوم چیز خوبى است، و نعمت بهشتیان از آن بهتر است، چرا که این تعبیرات در لغت عرب گاه در مواردى به کار مى‏رود که در یک سو هیچگونه خوبى اصلا وجود ندارد، ولى این احتمال وجود دارد که این یک نوع کنایه است، درست به این مى‏ماند که شخصى بر اثر آلودگى                         

 به انواع گناهان در میان مردم سخت رسوا شده است و به او مى‏گوئیم آیا این رسوایى بهتر است یا افتخار و آبرومندى؟

و اما" زقوم" به گفته اهل لغت اسم گیاهى است تلخ و بد بو و بد طعم «1».

و به گفته بعضى از مفسران اسم گیاهى است که داراى برگهاى کوچک و تلخ و بد بو است و در سرزمین" تهامه" مى‏روید و مشرکان با آن آشنا بودند «2».

و در تفسیر" روح المعانى" اضافه مى‏کند این گیاه شیره‏اى دارد که وقتى به بدن انسان مى‏رسد ورم مى‏کند «3».

" راغب" در" مفردات" مى‏گوید: زقوم هر نوع غذاى تنفرآمیز دوزخیان است.

" لسان العرب" مى‏گوید: این ماده در اصل به معنى بلعیدن آمده است.

سپس مى‏افزاید هنگامى که آیه" زقوم" نازل شد ابو جهل گفت: چنین درختى در سرزمین ما نمى‏روید، چه کسى از شما معنى زقوم را مى‏داند؟

در آنجا مردى بود از آفریقا گفت زقوم به لغت افریقائیان به معنى" کره و خرما" است! ابو جهل به عنوان سخریه صدا زد کنیز! مقدارى خرما و کره بیاور تا زقوم کنیم! آنها مى‏خوردند و مسخره مى‏کردند و مى‏گفتند محمد ص در آخرت ما را به اینها مى‏ترساند! قرآن نازل شد و پاسخ دندانشکنى به آنها داد که در آیات بعد مى‏خوانیم.

به هر حال واژه" شجرة" همیشه به معنى" درخت" نیست گاه به معنى گیاه نیز مى‏آید، و قرائن نشان مى‏دهد که منظور از آن در اینجا" گیاه" است.                    

سپس قرآن به بعضى از ویژگیهاى این گیاه پرداخته مى‏گوید:" ما آن را مایه عذاب و رنج ظالمان قرار دادیم" (إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِینَ).

" فتنه" ممکن است به معنى رنج و عذاب باشد، و ممکن است به معنى آزمایش، همانگونه که در غالب موارد در قرآن به این معنى آمده است، اشاره به اینکه آنها هنگامى که نام" زقوم" را شنیدند به سخریه و استهزاء پرداختند و از این رو وسیله‏اى براى آزمایش این ستمگران شد.

سپس مى‏افزاید:" آن درختى است که از قعر جهنم مى‏روید"! (إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِی أَصْلِ الْجَحِیمِ).

ولى این ظالمان مغرور به سخریه ادامه دادند و گفتند مگر ممکن است گیاه یا درختى از قعر جهنم بروید؟ آتش کجا و درخت و گیاه کجا؟ بنا بر این شنیدن نام این گیاه و اوصاف آن مایه آزمایش آنها در این دنیا، و خود آن در آخرت مایه درد و رنج آنها است.

گویا آنها از این نکته غافل بودند که اصولى که بر زندگى آن جهان (آخرت) حاکم است با این جهان بسیار تفاوت دارد، گیاه و درختى که از قعر جهنم مى‏روید به رنگ جهنم است، و در شرائط جهنم پرورش یافته، نه گیاهى است همانند گیاهى که در باغهاى این جهان مى‏روید، و شاید از این نکته بیخبر نبودند بلکه هدفشان تنها سخریه و استهزاء بود.

سپس مى‏افزاید:" شکوفه آن مانند کله‏هاى شیاطین است"! (طَلْعُها کَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّیاطِینِ).

" طلع" معمولا به شکوفه خرما گفته مى‏شود که داراى پوسته سبز رنگى                         

 است و در درون آن رشته‏هاى سفیدى است که بعدا تبدیل به خوشه خرما مى‏شود، واژه" طلع" از ماده" طلوع" به این مناسبت است که نخستین میوه‏اى است که بر درخت ظاهر مى‏شود و طلوع مى‏کند.

در اینجا این سؤال پیش مى‏آید که مگر مردم کله‏هاى شیاطین را دیده بودند که قرآن شکوفه‏هاى" زقوم" را به آن تشبیه مى‏کند؟

مفسران در اینجا پاسخ‏هاى متعددى ذکر کرده‏اند:

بعضى گفته‏اند: یکى از معانى" شیطان" یک نوع مار بد منظر است که شکوفه زقوم به آن تشبیه شده است.

و بعضى گفته‏اند: یک نوع گیاه بد چهره است چنان که در کتاب" منتهى الارب" آمده است:" رأس الشیطان" یا" روس الشیاطین" گیاهى است.

ولى آنچه صحیحتر به نظر مى‏رسد این است که این تشبیه براى بیان نهایت زشتى و چهره تنفرآمیز آن است، زیرا انسان از چیزى که متنفر باشد در ذهن خود براى آن قیافه‏اى زشت و وحشتناک ترسیم مى‏کند، و به هر چه علاقه‏مند است براى آن قیافه‏اى زیبا و دوست داشتنى.

لذا در عکسهایى که مردم براى فرشتگان مى‏کشند زیباترین چهره‏ها را ترسیم مى‏کنند و به عکس براى شیاطین و دیوان بدترین چهره‏ها را، در حالى که نه فرشته را دیده‏اند و نه دیو را.

در تعبیرات روزمره بسیار دیده مى‏شود که مى‏گویند:" فلان کس مانند عفریت" است، یا" قیافه دیو دارد"! اینها همه تشبیهاتى است بر اساس انعکاسات ذهنى انسانها از مفاهیم مختلف، تشبیهاتى است لطیف و گویا.

سرانجام قرآن مى‏گوید:" این ظالمان مغرور مسلما از این گیاه مى‏خورند                         

 و شکم را از آن پر مى‏کنند" (فَإِنَّهُمْ لَآکِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ).

این همان فتنه و عذابى است که در آیات قبل به آن اشاره شد، خوردن از این گیاه دوزخى با آن بوى بد و طعم تلخ با آن شیره‏اى که تماسش با بدن مایه سوزندگى و تورم است، آنهم خوردن به مقدار زیاد، عذابى است دردناک «4».

بدیهى است خوردن از این غذاى ناگوار و تلخ تشنگى‏آور است، اما به هنگامى که تشنه مى‏شوند چه مى‏نوشند؟ قرآن مى‏گوید:" این دوزخیان بعد از این زقوم آب داغ و کثیفى خواهند داشت" (ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَیْها لَشَوْباً مِنْ حَمِیمٍ).

" شوب" به معنى چیزى است که با شى‏ء دیگر مخلوط شود، و" حمیم" به معنى آب داغ و سوزان است، بنا بر این حتى آب داغى که آنها مى‏نوشند خالص نیست بلکه آلوده است.

آن غذاى دوزخیان، و اینهم نوشابه آنان، اما بعد از این پذیرایى به کجا مى‏روند، قرآن مى‏گوید:" سپس بازگشت آنها به سوى جهنم است"! (ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِیمِ).

بعضى از مفسران از این تعبیر چنین استفاده کرده‏اند که این آب داغ آلوده از چشمه‏اى در بیرون دوزخ است، دوزخیان را قبلا براى نوشیدن آن همچون حیواناتى که به آبگاه مى‏برند به آنجا مى‏خوانند، و بعد از نوشیدن از آن بار دیگر بازگشتشان به سوى دوزخ است.

بعضى دیگر گفته‏اند این اشاره به مواقف و جایگاههاى مختلف دوزخ است که ظالمان و مجرمان را از منطقه‏اى به منطقه دیگر مى‏برند تا از آن آب سوزان بنوشند و بعد آنها را به جایگاه اصلیشان باز مى‏گردانند، اما تفسیر اول مناسبتر به نظر مى‏رسد.

همانگونه که قبلا نیز اشاره کردیم نه ترسیم نعمتهاى بهشتى آن چنان که هست در این دنیا براى ما ممکن است و نه عذابهاى دوزخیان. تنها شبحى از دور با عباراتى کوتاه از آن در ذهن ما ترسیم مى‏شود (پروردگارا ما را در پناه لطفت از این عذابها محفوظ دار).

در آخرین آیات مورد بحث قرآن دلیل اصلى گرفتارى دوزخیان را در چنگال این مجازاتهاى دردناک در دو جمله کوتاه و پرمعنى بیان مى‏کند، و مى‏گوید:

" آنها پدران خود را گمراه یافتند" (إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّینَ).

" اما با این حال با سرعت و بى‏اختیار به دنبال آنها مى‏دوند" (فَهُمْ عَلى‏ آثارِهِمْ یُهْرَعُونَ).

جالب اینکه در اینجا" یهرعون" به صورت" صیغه مجهول" از ماده" اهراع" که به معنى با سرعت دویدن است آمده، اشاره به اینکه چنان دل و دین بر تقلید نیاکان باخته‏اند که گویى آنها را به سرعت و بى‏اختیار به دنبالشان مى‏دوانند گویى از خود اراده‏اى ندارند و این اشاره به نهایت تعصب و شیفتگى آنها به خرافات نیاکان است.

**** 

 (1) مجمع البحرین ماده" زقم".

 (2) تفسیر روح البیان جلد 7 صفحه 464.

 (3) روح المعانى جلد 23 صفحه 85. (4) ضمیر در" منها" به" شجرة" باز مى‏گردد، و این خود قرینه‏اى است بر اینکه منظور از" شجره" در اینجا گیاه است نه درخت، زیرا گیاه را مى‏خورند نه درخت را.          

[ دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:٢۱ ‎ق.ظ ] [ داودرمضانخانی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام علیکم . ازاین که بنده راموردلطف قرارداده اید سپاسگزارم .چشم به راه راهنمایی ارزشمندتان هستم. ""اللهم اجعل عواقب امورناخیرا""
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب

دریافت كد ساعت
دعای فرج ذکر روزهای هفتهتاریخ روزآیه قرآن
Flying Icon
خطاطي نستعليق آنلاين