یااباالفضل (ع) -بین همه ی عشقای عالم /عشق است اباالفضل
ای که ره بستی میان کوچه ها برمادرم/گردنت رامی شکست آنجا اگر عباس بود

(جستارقرآنی)(6)

 قطعاً تو زمین را نخواهى شکافت و در بلندى به کوه‏ها نخواهى رسید.

وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً (37) کُلُّ ذلِکَ کانَ سَیِّئُهُ عِنْدَ رَبِّکَ مَکْرُوهاً (38)

و در زمین با تکبّر و سرمستى راه مرو، قطعاً تو زمین را نخواهى شکافت و در بلندى به کوه‏ها نخواهى رسید.

 همه‏ى اینها، گناهش نزد پروردگارت ناپسند است.


نکته‏ها:

از جامعیّت اسلام اینکه علاوه بر مسائل اعتقادى، سیاسى، نظامى و اقتصادى، براى کارهاى جزئى مانند رفت و آمد بیرون خانه نیز دستور دارد. از جمله اینکه:

الف: «وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ» «1» در راه رفتن، میانه‏رو باش.

ب: «وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً» در زمین با تکبّر و سرمستى راه نرو.

ج: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» «2» بندگان خدا آنانند که در زمین با آرامش و بى‏تکبّر راه مى‏روند.

د: از قارون ثروتمند هم انتقاد مى‏کند که هنگام عبور در کوچه و بازار، با تکبّر و جلال و جبروت ظاهر مى‏شد. «3»

در سیره‏ى پیامبر اسلام (ص)است که وى حتّى روز فتح مکّه بر الاغى بدون پالان سوار شد.

امام حسن مجتبى علیه السلام نیز با داشتن مرکب‏هاى زیاد، پیاده به مکّه مى‏رفت. اینها نشانه‏ى فروتنى اولیاى دین است. حضرت على علیه السلام نیز از اوصاف متّقین، راه رفتن متواضعانه را بر مى‏شمارد. «و مشیهم التواضع» «4»

پیام‏ها:

1 تکبّر، حتّى در راه، رفتن از نظر قرآن نکوهیده است. «وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً» 2 -راه مقابله با تکبّر، توجّه دادن به ضعف‏ها و عجزهاست. «إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ» 3 -خصلت‏هاى درونى در رفتار انسان اثر گذار است. «وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً» 4- بدى اعمال زشت در همه‏ى ادیان الهى امرى ثابت است. «کانَ سَیِّئُهُ ... مَکْرُوهاً» 5 اوامر و نواهى پروردگار، در جهت رشد و تربیت انسان است. «عِنْدَ رَبِّکَ»

  (إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا).

      اشاره به اینکه افراد متکبر و مغرور غالبا به هنگام راه رفتن پاهاى خود را محکم به زمین مى‏کوبند تا مردم را از آمد و رفت خویش آگاه سازند، گردن به آسمان مى‏کشند تا برترى خود را به پندار خویش بر زمینیان مشخص سازند! ولى قرآن مى‏گوید: آیا تو اگر پاى خود را به زمین بکوبى هرگز مى‏توانى زمین را بشکافى یا ذره ناچیزى هستى بر روى این کره عظیم خاکى.

      همانند مورچه‏اى که بر صخره بسیار عظیمى حرکت مى‏کند و پاى خود را بر آن صخره مى‏کوبد و صخره بر حماقت و کمى ظرفیتش میخندد.

آیا تو مى‏توانى- هر قدر گردن خود را برفرازى- هم طراز کوه‏ها شوى یا اینکه حد اکثر مى‏توانى چند سانتیمتر قامت خود را بلندتر نشان دهى در حالى که حتى عظمت بلندترین قله‏هاى کوه‏هاى زمین در برابر این کره، چیز قابل ذکرى نیست، و خود زمین ذره بى مقدارى است در مجموعه جهان هستى.

پس این چه کبر و غرورى است که تو دارى؟!.

جالب توجه اینکه قرآن، تکبر و غرور را که یک خوى خطرناک درونى است مستقیما مورد بحث قرار نداده بلکه روى پدیده‏هاى ظاهرى آن، حتى ساده‏ترینش، انگشت گذاشته، و از طرز راه رفتن متکبران و مغروران خودخواه و بى مغز سخن گفته است، اشاره به اینکه تکبر و غرور، حتى در سطح ساده‏ترین آثارش، مذموم و ناپسند و شرم‏آور است.

و نیز اشاره به اینکه صفات درونى انسان، هر چه باشد خواه و ناخواه خود را در لابلاى اعمالش نشان مى‏دهد، در طرز راه رفتنش، در نگاه کردنش، در سخن گفتنش و در همه کارش.

به همین دلیل تا به کوچکترین پدیده‏اى از این صفات در اعمال برخوردیم باید متوجه شویم که خطر نزدیک شده و آن خوى مذموم در روح ما لانه کرده است و فورا به مبارزه با آن برخیزیم.

ضمنا از آنچه گفتیم به خوبى مى‏توان دریافت که هدف قرآن از آنچه در آیه فوق آمده (همچنین در سوره لقمان و بعضى دیگر از سوره‏هاى قرآن) این است که کبر و غرور را به طور کلى، محکوم کند، نه تنها در چهره خاصى یعنى راه رفتن.

چرا که غرور سرچشمه بیگانگى از خدا و خویشتن، و اشتباه در قضاوت، و گم کردن راه حق، و پیوستن به خط شیطان، و آلودگى به انواع گناهان است.

على (ع )در خطبه" همام" در باره صفات پرهیزگاران مى‏فرماید:

و مشیهم التواضع:

" آنها متواضعا نه راه مى‏روند" « 5».

نه تنها در کوچه و بازار که خط مشى آنها در تمام امور زندگى و حتى در مطالعات فکرى و خط سیر اندیشه‏ها توأم با تواضع است.

برنامه عملى پیشوایان اسلام سرمشق بسیار آموزنده‏اى براى هر مسلمان راستین در این زمینه است.

در سیره پیامبر( ص )مى‏خوانیم: هرگز اجازه نمى‏داد به هنگامى که سوار بود افرادى در رکاب او پیاده راه بروند، بلکه مى‏فرمود:" شما به فلان مکان بروید و من هم مى‏آیم و در آنجا به هم مى‏رسیم، حرکت کردن پیاده در کنار سواره سبب غرور سوار و ذلت پیاده مى‏شود"! و نیز مى‏خوانیم: پیامبر (ص) بر روى خاک مى‏نشست، و غذاى ساده همچون غذاى بردگان مى‏خورد، و از گوسفند شیر مى‏دوشید، بر الاغ برهنه سوار مى‏شد.

این گونه کارها را حتى در زمانى که به اوج قدرت رسید- مانند روز فتح مکه- انجام مى‏داد، تا مردم گمان نکنند همین که به جایى رسیدند باد کبر و غرور در دماغ بیفکنند و از مردم کوچه و بازار و مستضعفان فاصله بگیرند و از حال توده‏هاى زحمت کش بیگانه شوند.

در حالات على (ع) نیز مى‏خوانیم که او براى خانه آب مى‏آورد و گاه منزل را جارو مى‏کرد.

و در تاریخ امام مجتبى (ع) مى‏خوانیم که با داشتن مرکبهاى متعدد، بیست مرتبه پیاده به خانه خدا مشرف شد و مى‏فرمود: من براى تواضع در پیشگاه خدا این عمل را انجام مى‏دهم «6».

__________________________________________________

 (1). لقمان، 61.

 (2). فرقان، 63

 (3). قصص، 79.

 (4). نهج البلاغه، خطبه 193. 2- متکبر مباش!

(5) نهج البلاغه خطبه 193.

 ( 6)-جلد ششم تفسیر نمونه صفحه 106 و 107

 -)" مرح" (بر وزن فرح) به معنى شدت خوشحالى در برابر یک موضوع باطل و بى اساس است.

[ دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ داودرمضانخانی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام علیکم . ازاین که بنده راموردلطف قرارداده اید سپاسگزارم .چشم به راه راهنمایی ارزشمندتان هستم. ""اللهم اجعل عواقب امورناخیرا""
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب

دریافت كد ساعت
دعای فرج ذکر روزهای هفتهتاریخ روزآیه قرآن
Flying Icon
خطاطي نستعليق آنلاين