شعروشاعران درقران (2)

2- شعر و شاعرى در اسلام

بدون شک ذوق شعر، و هنر شاعرى مانند همه سرمایه‏هاى وجودى انسان در صورتى ارزشمند است که در یک مسیر صحیح به کار افتد و از آن بهره‏گیرى مثبت و سازنده شود، اما اگر به عنوان یک وسیله مخرب براى ویران کردن بنیان اعتقاد و اخلاق جامعه و تشویق به فساد و بى بند و بارى مورد استفاده واقع شود، و یا انسانها را به پوچى و بیهودگى و خیال‏پرورى سوق دهد، یا تنها یک سرگرمى بى محتوى تلقى گردد، بى ارزش و حتى زیانبار است.

و با این جمله پاسخ این سؤال روشن مى‏شود که بالآخره از آیات فوق چنین مى‏فهمیم که شاعر بودن خوبست یا بد؟ زشت است یا زیبا؟ و اسلام با شعر موافق است یا مخالف؟.

پاسخ این سخن آن است که ارزیابى اسلام در این زمینه روى" هدفها" و" جهت‏گیریها" و" نتیجه‏ها" است، به گفته امیر مؤمنان على ع هنگامى که گروهى از یارانش در یکى از شبهاى ماه مبارک رمضان به هنگام افطار، سخن به شعر و شاعران کشیدند، آنها را مخاطب ساخته فرمود:اعلموا ان ملاک امرکم الدین، و عصمتکم التقوى، و زینتکم الادب، و حصون اعراضکم الحلم:

" بدانید ملاک کار شما دین است، و مایه حفظ شما تقوى است، زینت شما ادب و دژهاى محکم آبروى شما، حلم و بردبارى است" «1».

اشاره به اینکه شعر وسیله‏اى است و معیار ارزیابى آن هدفى است که شعر در راه آن به کار گرفته مى‏شود.

اما متاسفانه در طول تاریخ ادبیات اقوام و ملل جهان، از شعر سوء استفاده فراوان شده است، و این ذوق لطیف الهى در محیطهاى آلوده آن چنان به ننگ کشیده شده است که گاه از مؤثرترین عوامل فساد و تخریب بوده است، مخصوصا در عصر جاهلیت که دوران انحطاط فکرى و اخلاقى قوم عرب بود،" شعر" و" شراب" و" غارت" همواره در کنار هم قرار داشتند! ولى چه کسى مى‏تواند این حقیقت را انکار کند که اشعار سازنده و هدفدار در طول تاریخ حماسه‏هاى فراوان آفریده است، و گاه قوم و ملتى را در برابر دشمنان خونخوار و ستمگر آن چنان بسیج کرده که بى‏پروا از همه چیز بر صف دشمن زده و قلب او را شکافته‏اند.

در دورانى که شاهد و ناظر بارور شدن انقلاب اسلامى بودیم با چشم خود دیدیم که اشعار موزون و شعارهایى که در قالب شعر ریخته مى‏شد چه شور و هیجان و جنبشى مى‏آفرید و چگونه خونها را در رگها به جوش مى‏آورد، و صفوف انسانها را به خروش وامى‏داشت، و چگونه این اشعار کوتاه و ساده، اما حماسى و هیجان‏انگیز لرزه بر اندام دشمن مى‏انداخت، و پایه‏هاى کاخشان را متزلزل مى‏ساخت.

و نیز چه کسى مى‏تواند انکار کند که گاه یک شعر اخلاقى آن چنان در اعماق جان انسان نفوذ مى‏کند که یک کتاب بزرگ و پر محتوا کار آن را انجام نمى‏دهد.

آرى همانگونه که در حدیث معروف از پیامبر گرامى اسلام ص نقل شده:

" بعضى از اشعار، حکمت است، و پاره‏اى از سخنان، سحر" «2»! گاهى اشعار غوغا به پا مى‏کند.

گاه کلمات موزون شاعرانه، برندگى شمشیر، و نفوذ تیر را در قلب دشمن دارد، چنان که در حدیثى از پیامبر اسلام ص مى‏خوانیم در مورد چنین اشعارى فرمود:

و الذى نفس محمد بیده فکانما تنضهونهم بالنیل!:

" به آن کسى که جان محمد ص در دست قدرت او است، با این اشعار گویى تیرهایى به سوى آنها پرتاب مى‏کنید"! «3».

این سخن را آنجا فرمود: که دشمن با اشعار هجوآمیزش براى تضعیف روحیه مسلمانان تلاش مى‏کرد، پیامبر ص دستور داد که در مذمت آنان و تقویت روحیه مؤمنین، شعر بسرایند.

و در مورد یکى از شعراى مدافع اسلام فرمود:

اهجهم فان جبرئیل معک!:

" آنها را هجو کن که جبرئیل با تو است" «4».

مخصوصا هنگامى که" کعب بن مالک" شاعر با ایمانى که در تقویت اسلام شعر مى‏سرود از پیامبر ص پرسید یا رسول اللَّه درباره شعر، این آیات مذمت آمیز نازل شده، چه کنم؟ فرمود:

ان المؤمن یجاهد بنفسه و سیفه و لسانه:

" مؤمن با جان و شمشیر و زبانش در راه خدا جهاد مى‏کند" «5».

از ائمه اهل بیت ع نیز توصیف فراوانى درباره اشعار و شعراى با هدف، و دعا در حق آنان، و جایزه فراوان به آنها، رسیده است که اگر بخواهیم به نقل آنها بپردازیم سخن به درازا مى‏کشد.

ولى افسوس که در طول تاریخ، گروهى این هنر بزرگ و ذوق لطیف ملکوتى را که از زیباترین مظاهر آفرینش است آلوده کرده‏اند، و از اوج آسمان به حضیض مادیگرى سقوطش دادند، آن قدر دروغ گفتند که ضرب المثل معروف" احسنه اکذبه" (بهترین شعر دروغترین آن است) به وجود آمد.

گاه آن را در خدمت ظالمان و جباران درآوردند و به خاطر صله ناچیزى آن چنان تملق و چاپلوسى کردند که نه کرسى فلک را اندیشه آنان به زیر پاى نهاد،" تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان زند"! و گاه در وصف عیش و شراب و رسوایى و ننگ آن قدر پیش رفتند که قلم از ذکر آن شرم دارد.

گاه آتش جنگهایى با اشعار خود برافروختند، و انسانها را براى غارت و کشتار به جان هم انداختند و صفحه زمین را از خون بى گناهان رنگین ساختند.

ولى در مقابل، شعراى با ایمان و پر همتى بودند که باج به فلک نمى‏دادند، و این قریحه ملکوتى را در طریق آزادگى انسانها و پاکى و تقوا، و مبارزه با دزدان و غارتگران و جباران به کار گرفتند و به اوج افتخار رسیدند.

گاهى در دفاع از حق، اشعارى گفتند که با هر بیتى، بیتى در جنت براى خود خریدند «6» و گاه در دورانهاى خفقان بارى که حکام بیدادگر همچون" بنى امیه" و" بنى عباس"، نفسها را در سینه‏ها حبس کرده بودند با گفتن قصیده‏اى همچون قصیده" مدارس آیات" قلبها را جلا دادند، و پرده‏هاى دروغ و تزویر را کنار  زدند، گویى روح القدس این اشعار را بر زبان آنها جارى مى‏ساخت «7».

و گاه براى ایجاد حرکت در توده‏هاى رنجدیده که احساس حقارت مى‏کردند اشعارى مى‏سرودند و شور و حماسه و هیجان مى‏آفریدند.

و قرآن درباره اینها مى‏گوید: إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا.

جالب اینکه این گروه از شاعران، گاهى چنان آثار جاودانه‏اى از خود به یادگار گذاشتند که پیشوایان بزرگ اسلام، طبق بعضى از روایات، مردم را به حفظ اشعار آنها توصیه مى‏فرمودند، چنان که درباره اشعار" عبدى" از" امام صادق" ع نقل شده که فرمود:

یا معشر الشیعة علموا اولادکم شعر العبدى، فانه على دین اللَّه:

" به فرزندان خود، اشعار عبدى را بیاموزید که او بر دین خدا است" «8».

این بحث را با یکى از اشعار معروف عبدى که در زمینه خلافت و جانشینى پیامبر اسلام ص سروده پایان مى‏دهیم:

         و قالوا رسول اللَّه ما اختار بعده /اماما و لکنا لأنفسنا اخترنا!/ اقمنا اماما ان اقام على الهدى  /اطعنا، و ان ضل الهدایة قومنا!/فقلنا اذا انتم امام امامکم /  بحمد من الرحمن تهتم و لا تهمنا/و لکننا اخترنا الذى اختار ربنا  /  لنا یوم خم ما اعتدینا و لا حلنا!/  و نحن على نور من اللَّه واضح/  فیا رب زدنا منک نورا و ثبتنا!

:" آنها گفتند رسول خدا ص براى بعد از خود کسى را به عنوان امام انتخاب نکرده است ولى ما خود انتخاب مى‏کنیم.

        ما امامى برمى‏گزینیم اگر بر طریق هدایت بود اطاعتش مى‏کنیم، و اگر از طریق گمراهى رفت او را صاف مى‏کنیم! (و یا کنار مى‏گذاریم).

ما به آنها گفتیم در این صورت شما امام خود هستید، شما سرگردان شدید و ما سرگردان نیستیم.

ولى ما همان را برگزیدیم که پروردگار ما براى ما روز غدیر خم برگزیده و از آن کمترین انحراف و عدولى نخواهیم داشت.

ما بر نور واضح الهى هستیم، پروردگارا بر نورانیت ما بیفزا و ما را ثابت قدم بدار" «9».

3- ذکر خدا

در آیات فوق خواندیم که یکى از ویژگیهاى شاعران با هدف این است که خدا را بسیار یاد مى‏کنند.

در حدیثى از امام صادق ع مى‏خوانیم که فرمود: مراد از

" ذکر کثیر"

تسبیح فاطمه زهرا (سلام اللَّه علیها) است (که مشتمل بر تکبیر و حمد و تسبیح است).

و در حدیث دیگرى از همان امام ع مى‏خوانیم که فرمود:" یکى از سختترین و مهمترین امورى که خدا بر خلق، فرض کرده است، ذکر کثیر خدا است، سپس فرمود: منظورم این نیست که

" سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر"

بگویند، اگر چه این هم جزئى از آن است، و لکن:

ذکر اللَّه عند ما احل و حرم، فان کان طاعة عمل بها، و ان کان معصیة ترکها:

" منظور یاد کردن خدا است به هنگامى که انسان با حلال و حرام مواجه مى‏شود، اگر اطاعت خدا باشد آن را انجام دهد و اگر معصیت باشد ترک گوید" «10».

***************************************************************************************

(1) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید ج 20 ص 461.

 ان من الشعر لحکمة، و ان من البیان لسحرا:

(2) این حدیث را گروه زیادى از دانشمندان اسلام اعم از شیعه و اهل تسنن در کتابهاى خود آورده‏اند (به کتاب الغدیر ج 2 ص 9 مراجعه فرمائید).

 (3) مسند احمد جلد 3 ص 460.

 (4) مسند احمد جلد 4 صفحه 299.

 (5) تفسیر قرطبى جلد 7 ص 4869.

 (6) از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:

من قال فینا بیت شعر بنى اللَّه له بیتا فى الجنة:

" هر کسى درباره ما بیت شعرى بگوید خدا خانه‏اى در بهشت براى او بنا مى‏کند" (الغدیر ج 2 ص 3).

(7) در حدیث دیگرى از امام صادق (ع) مى‏خوانیم:

ما قال فینا قائل بیت شعر حتى یؤید بروح القدس

 (عیون اخبار الرضا).

(8) نور الثقلین جلد 4 ص 71.

(9) الکنى و الالقاب ج 2 ص 455. [.....]

 (10) اصول کافى.                

پروردگارا! قلب ما را از یاد خودت سرشار کن تا در هر جریانى آنچه رضاى تو است برگزینیم و از آنچه موجب خشم و غضب تو است چشم بپوشیم.

خداوندا: زبان ما را گویا، قلم ما را توانا، و قلب ما را پر اخلاص گردان، تا همه را در راه تو، و براى رضاى تو به کار گیریم- آمین رب العالمین.

/ 1 نظر / 37 بازدید
محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- ------*♥*♥*♥*♥*♥*----- -------- *♥*♥*♥* -------- ----------- *♥* ----------- ┐────────────────────────────────────────────┌ │ امام سجّاد علیه السلام فرمودند │ │ کسی که به آنچه خداوند بر او واجب ساخته عمل کند از بهترین مردمان است. │ │ جهاد النفس حدیث 237 │ ┘────────────────────────────────────────────└