تکبردرقران(1)

نکته‏ها:

از جامعیّت اسلام اینکه علاوه بر مسائل اعتقادى، سیاسى، نظامى و اقتصادى، براى کارهاى جزئى مانند رفت و آمد بیرون خانه نیز دستور دارد. از جمله اینکه:

الف: «وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ» «1» در راه رفتن، میانه‏رو باش.

ب: «وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً» در زمین با تکبّر و سرمستى راه نرو.

ج: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» «2» بندگان خدا آنانند که در زمین با آرامش و بى‏تکبّر راه مى‏روند.

د: از قارون ثروتمند هم انتقاد مى‏کند که هنگام عبور در کوچه و بازار، با تکبّر و جلال و جبروت ظاهر مى‏شد. «3»

در سیره‏ى پیامبر اسلام (ص)است که وى حتّى روز فتح مکّه بر الاغى بدون پالان سوار شد.

امام حسن مجتبى علیه السلام نیز با داشتن مرکب‏هاى زیاد، پیاده به مکّه مى‏رفت. اینها نشانه‏ى فروتنى اولیاى دین است. حضرت على علیه السلام نیز از اوصاف متّقین، راه رفتن متواضعانه را بر مى‏شمارد. «و مشیهم التواضع» «4»

پیام‏ها:

1 تکبّر، حتّى در راه، رفتن از نظر قرآن نکوهیده است. «وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً» 2 -راه مقابله با تکبّر، توجّه دادن به ضعف‏ها و عجزهاست. «إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ» 3 -خصلت‏هاى درونى در رفتار انسان اثر گذار است. «وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً» 4- بدى اعمال زشت در همه‏ى ادیان الهى امرى ثابت است. «کانَ سَیِّئُهُ ... مَکْرُوهاً» 5 اوامر و نواهى پروردگار، در جهت رشد و تربیت انسان است. «عِنْدَ رَبِّکَ»

  (إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا).

      اشاره به اینکه افراد متکبر و مغرور غالبا به هنگام راه رفتن پاهاى خود را محکم به زمین مى‏کوبند تا مردم را از آمد و رفت خویش آگاه سازند، گردن به آسمان مى‏کشند تا برترى خود را به پندار خویش بر زمینیان مشخص سازند! ولى قرآن مى‏گوید: آیا تو اگر پاى خود را به زمین بکوبى هرگز مى‏توانى زمین را بشکافى یا ذره ناچیزى هستى بر روى این کره عظیم خاکى.

      همانند مورچه‏اى که بر صخره بسیار عظیمى حرکت مى‏کند و پاى خود را بر آن صخره مى‏کوبد و صخره بر حماقت و کمى ظرفیتش میخندد.

آیا تو مى‏توانى- هر قدر گردن خود را برفرازى- هم طراز کوه‏ها شوى یا اینکه حد اکثر مى‏توانى چند سانتیمتر قامت خود را بلندتر نشان دهى در حالى که حتى عظمت بلندترین قله‏هاى کوه‏هاى زمین در برابر این کره، چیز قابل ذکرى نیست، و خود زمین ذره بى مقدارى است در مجموعه جهان هستى.

پس این چه کبر و غرورى است که تو دارى؟!.

جالب توجه اینکه قرآن، تکبر و غرور را که یک خوى خطرناک درونى است مستقیما مورد بحث قرار نداده بلکه روى پدیده‏هاى ظاهرى آن، حتى ساده‏ترینش، انگشت گذاشته، و از طرز راه رفتن متکبران و مغروران خودخواه و بى مغز سخن گفته است، اشاره به اینکه تکبر و غرور، حتى در سطح ساده‏ترین آثارش، مذموم و ناپسند و شرم‏آور است.

و نیز اشاره به اینکه صفات درونى انسان، هر چه باشد خواه و ناخواه خود را در لابلاى اعمالش نشان مى‏دهد، در طرز راه رفتنش، در نگاه کردنش، در سخن گفتنش و در همه کارش.

به همین دلیل تا به کوچکترین پدیده‏اى از این صفات در اعمال برخوردیم باید متوجه شویم که خطر نزدیک شده و آن خوى مذموم در روح ما لانه کرده است و فورا به مبارزه با آن برخیزیم.

ضمنا از آنچه گفتیم به خوبى مى‏توان دریافت که هدف قرآن از آنچه در آیه فوق آمده (همچنین در سوره لقمان و بعضى دیگر از سوره‏هاى قرآن) این است که کبر و غرور را به طور کلى، محکوم کند، نه تنها در چهره خاصى یعنى راه رفتن.

چرا که غرور سرچشمه بیگانگى از خدا و خویشتن، و اشتباه در قضاوت، و گم کردن راه حق، و پیوستن به خط شیطان، و آلودگى به انواع گناهان است.

على (ع )در خطبه" همام" در باره صفات پرهیزگاران مى‏فرماید:

و مشیهم التواضع:

" آنها متواضعا نه راه مى‏روند" « 5».

نه تنها در کوچه و بازار که خط مشى آنها در تمام امور زندگى و حتى در مطالعات فکرى و خط سیر اندیشه‏ها توأم با تواضع است.

برنامه عملى پیشوایان اسلام سرمشق بسیار آموزنده‏اى براى هر مسلمان راستین در این زمینه است.

در سیره پیامبر( ص )مى‏خوانیم: هرگز اجازه نمى‏داد به هنگامى که سوار بود افرادى در رکاب او پیاده راه بروند، بلکه مى‏فرمود:" شما به فلان مکان بروید و من هم مى‏آیم و در آنجا به هم مى‏رسیم، حرکت کردن پیاده در کنار سواره سبب غرور سوار و ذلت پیاده مى‏شود"! و نیز مى‏خوانیم: پیامبر (ص) بر روى خاک مى‏نشست، و غذاى ساده همچون غذاى بردگان مى‏خورد، و از گوسفند شیر مى‏دوشید، بر الاغ برهنه سوار مى‏شد.

این گونه کارها را حتى در زمانى که به اوج قدرت رسید- مانند روز فتح مکه- انجام مى‏داد، تا مردم گمان نکنند همین که به جایى رسیدند باد کبر و غرور در دماغ بیفکنند و از مردم کوچه و بازار و مستضعفان فاصله بگیرند و از حال توده‏هاى زحمت کش بیگانه شوند.

در حالات على (ع) نیز مى‏خوانیم که او براى خانه آب مى‏آورد و گاه منزل را جارو مى‏کرد.

و در تاریخ امام مجتبى (ع) مى‏خوانیم که با داشتن مرکبهاى متعدد، بیست مرتبه پیاده به خانه خدا مشرف شد و مى‏فرمود: من براى تواضع در پیشگاه خدا این عمل را انجام مى‏دهم «6».

__________________________________________________

 (1). لقمان، 61.

 (2). فرقان، 63

 (3). قصص، 79.

 (4). نهج البلاغه، خطبه 193. 2- متکبر مباش!

(5) نهج البلاغه خطبه 193.

 ( 6)-جلد ششم تفسیر نمونه صفحه 106 و 107

 -)" مرح" (بر وزن فرح) به معنى شدت خوشحالى در برابر یک موضوع باطل و بى اساس است.

/ 1 نظر / 31 بازدید
منصوررمضانخانی

با سلام مجمع المسائل (للگلبايگاني)؛ ج‌4، ص: 396 س 1056 - اگر مردى با زنى ازدواج كند در اين صورت نوه دخترى يا پسرى آن مرد با آن زن محرم است يا خير فقط نوه پسرى محرم است؟ ج 1056- در فرض سؤال آن زن به نوه‌هاى شوهرش محرم است و فرقى بين نوۀ دخترى و پسرى نيست. ________________________________________ گلپايگانى، سيد محمد رضا موسوى، مجمع المسائل (للگلبايگاني)، 5 جلد، دار القرآن الكريم، قم - ايران، دوم، 1409 ه‍ ق