منظورازدریای شوروشیرین در قرآن چیست؟

و جمله" حِجْراً مَحْجُوراً" چنان که سابقا هم (ذیل آیه 22 همین سوره) اشاره کردیم جمله‏اى بوده است که در میان عرب به هنگامى که با کسى روبرو مى‏شدند و از او وحشت داشتند براى گرفتن امان، این جمله را مى‏گفتند، یعنى" ما را معاف و در امان دارید و از ما دور باشید".

به هر حال این آیه یکى دیگر از مظاهر شگفت‏انگیز قدرت پروردگار را در جهان آفرینش ترسیم مى‏کند که چگونه یک حجاب نامرئى، و حائل ناپیدا                         

 در میان دریاى شور و شیرین قرار مى‏گیرد و اجازه نمى‏دهد آنها با هم آمیخته شوند.

البته امروز ما این را مى‏دانیم که این حجاب نامرئى همان" تفاوت درجه غلظت آب شور و شیرین" و به اصطلاح تفاوت" وزن مخصوص" آنها است که سبب مى‏شود تا مدت مدیدى به هم نیامیزند.

گرچه جمعى از مفسران براى پیدا کردن چنین دو دریایى در روى کره زمین به زحمت افتاده‏اند که در کجا دریاى آب شیرین در کنار آب شور قرار گرفته و مخلوط نمى‏شود، ولى این مشکل نیز براى ما حل شده است، زیرا مى‏دانیم تمام رودخانه‏هاى عظیم آب شیرین که به دریاها مى‏ریزند در کنار ساحل، دریایى از آب شیرین تشکیل مى‏دهند و آبهاى شور را به عقب مى‏رانند و تا مدت زیادى این وضع ادامه دارد، و به خاطر تفاوت درجه غلظت آنها از آمیخته شدن با یکدیگر ابا دارند، و هر یک به دیگرى" حجرا مهجورا" مى‏گوید! جالب اینکه بر اثر جزر و مد آب دریاها که در شبانه روز دو مرتبه بر اثر جاذبه ماه صورت مى‏گیرد سطح آب دریا به مقدار زیادى بالا و پائین مى‏رود، این آبهاى شیرین که دریایى را تشکیل داده‏اند در مصب همان رودخانه‏ها و نقاط اطراف آن در خشکى پیش مى‏روند و انسانها از زمانهاى قدیم از این موضوع استفاده کرده، نهرهاى زیادى در این گونه مناطق دریا کنده‏اند و زمینهاى فراوانى را زیر کشت درختان برده‏اند که وسیله آبیارى آنها همین آب شیرین است که به وسیله جزر و مد بر مناطق وسیع گسترش مى‏یابد.

هم اکنون در جنوب ایران شاید ملیونها نخل وجود دارد که ما قسمتى از آن را از نزدیک مشاهده کرده‏ایم که تنها با همین وسیله آبیارى مى‏شوند، و در فاصله زیادى از ساحل دریا قرار گرفته‏اند، در سالهایى که بارندگى کم و آب رودخانه‏هاى عظیمى که به دریا مى‏ریزد تقلیل پیدا کند گاهى آب شور غلبه مى‏کند که مردم کشاورز این سامان از آن سخت نگران مى‏شوند زیرا به زراعت آنها لطمه مى‏زند.                         

 ولى معمولا چنین نیست و این آب" عذب و فرات" که در کنار آن آب" ملح و اجاج" قرار گرفته، به آن آمیخته نمى‏شود، سرمایه بزرگى براى آنها محسوب مى‏شود.

ناگفته پیدا است وجود علل طبیعى در اینگونه مسائل هرگز از ارزش آنها نمى‏کاهد مگر طبیعت چیست؟ جز فعل خدا و اراده و مشیت پروردگار است که این خواص را به این موجودات داده؟! جالب اینکه هنگامى که انسان با هواپیما از این مناطق مى‏گذرد، منظره این دو آب که رنگهاى متفاوتى دارند و با هم آمیخته نمى‏شوند به خوبى نمایان است که انسان را به یاد این نکته قرآنى مى‏اندازد.

ضمنا قرار گرفتن این آیه در میان آیات مربوط به" کفر" و" ایمان" ممکن است اشاره و تشبیهى در این امر نیز باشد که گاهى در یک جامعه، در یک شهر، و گاه حتى در یک خانه افرادى با ایمان که همچون آب عذب و فراتند در کنار افراد بى ایمان که همچون آب ملح و اجاجند، با دو طرز تفکر، دو نوع عقیده، و دو نوع عمل پاک و ناپاک، قرار مى‏گیرند، بى آنکه بهم آمیخته شوند.

در آیه بعد به مناسبت بحث نزول باران و همچنین دریاهاى آب شور و شیرین که در کنار هم قرار مى‏گیرند سخن از آفرینش انسان از آب به میان آورده مى‏گوید:" او کسى است که از آب انسانى را آفرید" (وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً).

و به راستى صورتگرى کردن در آب و چنین نقش بدیعى را بر آب زدن دلیل بر نهایت قدرت پروردگار است، در حقیقت در آیات گذشته سخن از پرورش گیاهان به وسیله باران در میان بود و در اینجا سخن از مرحله عالیترى یعنى آفرینش انسان از آب در میان است.                         

 در اینکه منظور از آب در اینجا کدام آب است در میان مفسران گفتگو است:

جمعى معتقدند منظور از" بشر" نخستین انسان یعنى آدم ع است چرا که آفرینش او از" طین" یعنى معجونى از آب و خاک بود، بعلاوه طبق بعضى از روایات اسلامى نخستین موجودى که خدا آفرید آب بود و انسان را از آن آب آفرید.

نکره بودن" بشرا" (انسانى را) گواه این معنى است.

اما جمعى دیگر معتقدند که منظور از" ماء" آب نطفه است که همه انسانها به قدرت پروردگار توسط آن به وجود مى‏آیند، و با آمیزش نطفه مرد" اسپر" که در آب شناور است با" اوول" نطفه زن، نخستین جوانه حیات انسان یعنى اولین سلول زنده آدمى به وجود مى‏آید.

اگر انسان مراحل انعقاد نطفه را از آغاز تا پایان دوران جنینى تحت بررسى و مطالعه دقیق قرار دهد آن قدر آیات عظمت حق و قدرت آفریدگار را در آن مشاهده مى‏کند که به تنهایى براى شناخت ذات پاک او کافى است.

گواه این تفسیر جمله‏اى است که در ذیل آیه آمده و شرح آن را خواهیم داد (فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً).

از این گذشته بدون شک بیشترین قسمت وجود انسان را آب تشکیل مى‏دهد به طورى که مى‏توان گفت ماده اصلى وجود هر انسانى آب است، و به همین دلیل مقاومت انسان در برابر کمبود آب بسیار کم است، در حالى که انسان در برابر کمبود مواد غذایى مى‏تواند روزها و هفته‏ها مقاومت کند.

البته این احتمال نیز وجود دارد که همه این معانى در مفهوم آیه جمع باشد یعنى هم بشر نخستین از آب آفریده شده، و هم پیدایش تمام افراد انسان از آب نطفه است، و هم آب مهمترین ماده ساختمان بدن انسان را تشکیل مى‏دهد، آبى که از ساده‏ترین موجودات این جهان محسوب مى‏شود چگونه مبدء پیدایش چنین خلق شگرفى شده است؟! این دلیل روشن قدرت او است.

به دنبال آفرینش انسان، سخن از گسترش نسلها به میان آورده، مى‏گوید:

" خداوند این انسان را از دو شاخه گسترش داد: شاخه نسب و صهر" (فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً).

منظور از" نسب" پیوندى است که در میان انسانها از طریق زاد و ولد به وجود مى‏آید، مانند ارتباط پدر و فرزند یا برادران به یکدیگر، اما منظور از" صهر" که در اصل به معنى" داماد" است، پیوندهایى است که از این طریق میان دو طایفه بر قرار مى‏شود، مانند پیوند انسان با نزدیکان همسرش، و این دو، همان چیزى است که فقهاء در مباحث نکاح از آن تعبیر به" نسب" و" سبب" مى‏کنند.

در قرآن مجید در سوره نساء به هفت مورد از محارم که از طریق نسب به وجود مى‏آیند اشاره شده (مادر، دختر، خواهر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر) و به چهار مورد از موارد سبب و صهر (دختر همسر، مادر همسر همسر فرزند، و همسر پدر).

البته در تفسیر این جمله نظرات دیگرى از سوى مفسران اظهار شده اما آنچه گفتیم روشنتر و قویتر از همه است.

از جمله اینکه: جمعى" نسب" را به معنى فرزندان پسر، و" صهر" را به معنى فرزندان دختر دانسته‏اند، چرا که پیوندهاى نسبى روى پدران حساب مى‏شود، نه روى مادران.

ولى به طورى که در تفسیر نمونه جلد 2 ذیل آیه 61 سوره آل عمران مشروحا گفته‏ایم این یک اشتباه بزرگ است که از سنتهاى دوران قبل از اسلام سرچشمه گرفته است که نسب را تنها از طریق پدر مى‏دانستند، و مادر هیچ نقشى نداشت، در حالى که در فقه اسلامى و در میان همه دانشمندان اسلام مسلم است که احکام محرم بودن نسبى هم از زن است هم ازمرد.

منبع :تفسیرنمونه

/ 0 نظر / 54 بازدید