زمزمه ها

درنهایت می بینی که هرآن چه هست میان تو وخداونداست نه میان توومردم...(کورش کبیر).

پلّه ی خدا

   روی هرپلّه ای که بایستی خدایک پلّه بالاتراست نه آن  که خداست   برای این که دستت رابگیرد.

****

مالک یوم الدین:

ای موسی !تازمانی که نفهمیدی ملک من تمام  شده به کسی غیرمن  دل نبند.

****

لحظه ها

لحظات شادی، خداراستایش کن .لحظات سختی، خداراجستجوکن.

لحظات آرامش ،خدارامناجات کن.لحظات دردآور،به خدااعتمادکن.

*****

گشاینده ی قفل ها

مهم نیست قفل هادست کیست مهم این است که کلیدهادست خداست.

****

آرامش

   آرامش چیست ؟نگاه به آینده واعتمادبه خدا،نگاه به اطراف وحستجوی خدا،نگاه به درون ودیدن خدا.

   نگرانی هرگزچیزی ازغصّه ی فردانمی کاهد ،بلکه، فقط شادی امروزراازبین می برد.

××××

مشکل

 

به خدانگومشکل دارم بلکه به مشکل بگو خدای بزرگی دارم.

 

*****

 

داشته های بزرگ

 

خدایا مرابه بزرگی چیزهایی که دا ده ای آگاه وراضی کن تاکوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم رابه هم نریزد.

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
عمه

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست پرسید زان میانه یکی کودک یتیم کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت این اشک دیدهٔ من و خون دل شماست ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست که با گله آشناست آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است آن پادشا که مال رعیت خورد گداست بر قطرهٔ سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست بانواعتصامی